ترجمه، از سیر تا پیاز

ترجمه، از سیر تا پیاز

 

وجود ترجمه‌های اسفبار فراوان در بازار به‌دلیل وجود مترجمان ناشی، ترجمه‌هایمکرر به‌دلیل عدم‌عضویت در کپی رایت، عدم‌برنامه‌ریزی ناشران برای ارائه آثارخارجی، تخصص نداشتن و حرفه‌ای نبودن مترجمین، ناشی گری در ترجمه و از بین بردن سبکنویسنده در ترجمه چند موردی بود که کاوه میرعباسی مترجم نام آشنا به‌عنوان مشکلات وایرادات آثار ترجمه شده به زبان فارسی بیان می‌کند.

وی که چندی پیش به‌طور رسمی اعلام کرد که برای همیشه ترجمه را کنار می‌گذارد وبه نوشتن خواهد پرداخت به‌دلیل سال‌ها فعالیت در این حوزه هنوز مجبور است پاسخگویپرسش‌های خبرنگاران به‌عنوان مترجم باشد.

وی نخستین مسئله را وجود مترجمان ناشی فراوان می‌داند که سبب می‌شود شاهد چاپترجمه‌های اسفباری در ایران باشیم.

وی می‌گوید: در مورد ناشران شناخته شده این اتفاق کمتر رخ‌ می‌دهد اما مگر چندناشر مطرح داریم؟ ناشران کمتر شناخته شده که تعدادشان هم کم نیست مدام کتاب‌هاییچاپ می‌کنند که ممکن است هیچگونه دقتی در انتخاب آن نشده باشد.

مترجم «زنده‌ام که روایت کنم» معتقد است: مترجمان تازه کار بسیاری هستند که باوجود دانستن یک زبان خارجی هیچ تسلطی بر زبان مقصد ندارند و همین سبب می‌شود کهلطمه زیادی به ترجمه در کشور بزنند.این مترجم می‌گوید: عدم‌عضویت در کپی رایت سببشده تا ترجمه‌های متعددی از یک اثر منتشر شود. من با نفس این کار مشکلی ندارم امااین کار مستلزم آن است که از ترجمه یک اثر سال‌ها گذشته و واژه‌ها کهنه شده باشد یاترجمه‌های قبلی کاستی‌هایی داشته و نیاز به ترجمه جدید از یک اثر احساس شود. امااینکه چند مترجم تقریبا به‌طور همزمان کاری را ترجمه کنند اصلا مفید به‌نظرنمی‌رسد. این کار با وجود آثار ترجمه نشده فراوان تنها سبب اتلاف وقت مترجم و ناشرمی‌شود. این مشکلی است که اگر عضو کپی رایت باشیم هرگز رخ نخواهد داد.

این مترجم زبان اسپانیایی در ادامه مشکلات دیگر آثار ترجمه‌ای در ایران رابرمی‌شمرد؛ نظم خاصی در عرصه نشر حاکم نیست و ناشر به‌دلیل عدم‌اشراف بر آثار خارجیکورمال کورمال سفارش کار می‌دهد و نمی‌تواند برای ارائه آثار خارجی برنامه ریزیکند. البته به تازگی نشر نی با برنامه ریزی شروع به ترجمه و چاپ آثار جین‌آوستینکرده است.

این سبب می‌شود که هم همه آثار یک نویسنده یکجا در دسترس باشد و هم مترجم اینآثار به‌عنوان یک متخصص در حوزه این نویسنده شناخته شود. چون ما از عدم‌ مترجمینتخصصی نیز رنج می‌بریم و این نیز به‌ دلیل تیراژ پایین کتاب‌های جدی در ایراناست. میرعباسی در این گفت‌وگو موضوع دیگری را نیز مطرح می‌کند که بعد از او وقتیسراغ دیگر مترجمان هم می‌رویم هریک به نوعی از این موضوع شکایت دارند. این مترجم بهاز بین رفتن سبک و زبان نویسنده حین ترجمه اثر اشاره می‌کند و می‌گوید: درآوردن سبکنویسنده از دهه 60 برای مترجمان جدی به‌صورت دغدغه‌ای جدی درآمد اما تا پیش از آننبود. پس از آن نیز مترجمان جدی به اهمیت این موضوع پی بردند و متوجه شدند که علاوهبر اینکه متن در زبان فارسی باید شیوا باشد سبک نویسنده نیز باید حفظ شود. البتهاین عارضه‌ای است که خیلی از کشورها به آن دچارند.

اما واقعیت این‌است که یک وقت‌هایی نویسنده یکجور می‌نویسد که اگر مترجم بخواهدآن وضع را حفظ کند ممکن است تقبیح شود. به این‌جور متن‌ها می‌گویند مترجم خراب کناما یک مترجم جدی باید تن به خطر بدهد و سبک نویسنده را خراب نکند. گیتا گرکانی نیزبزرگ‌ترین مشکل ترجمه به فارسی را انتخاب یک زبان مشخص برای همه ترجمه‌ها می‌داند ومعتقد است این کار دست مترجم را می‌بندد و یک تفکر خاص را به او تحمیل می‌کند. گرکانی نخستین و اساسی‌ترین مشکل ترجمه در کشور را همین موضوع می‌داند.

این مترجم زبان انگلیسی می‌گوید: مترجم باید روحیه محکمی داشته باشد تا هم متنواقعی را برگرداند و هم متنش با منطق زبان فارسی جور باشد و هم تاب تحمل واکنش‌هارا داشته باشد. این کار به این معناست که در هنگام ترجمه زبان اصلی نویسنده را حفظکنی که کار چندان ساده‌ای هم نیست.

مترجم آثار موراکامی می‌گوید: برای اینکه نویسنده‌های دنیا به یک زبان ننویسنداول باید مترجمان این موضوع را قبول کنند. اما متأسفانه تعداد کسانی که این مسئلهرا رعایت می‌کنند بسیار کم است در حالی که معمولا برای کسی که نویسنده را به قتلمی‌رساند دست می‌زنیم و به او جایزه می‌دهیم.

وی معتقد است: باید هنگام ترجمه یادمان باشد که این‌کار قرار است دست مردم برودو آنها آن‌را بخوانند و به تو هم اعتماد کرده‌اند. مردم حقی دارند و انصاف نیست کهپول بدهند و فکر کنند که اثر فلان نویسنده و فلان هنرمند را می‌خوانند، درحالی کهاگر کتاب به زبان مبدا ترجمه شود و نویسنده آن‌را ببیند محال است تشخیص بدهد اینکتاب خودش است.
وی دیگر مشکل ترجمه در کشور را عجولانه کار کردن مترجمینمی‌داند. گرکانی درباره تعهد مترجم به متن نیز می‌گوید: اگر مترجم مطمئن باشد کهکارش با متن اصلی مقایسه می‌شود شاید احساس تعهد بیشتری کند. اما این مرجع نبایدبه‌صورت یک نهاد دربیاید. چون در این صورت تبدیل به یک اهرم قدرت می‌شود و چنینمراجعی به مراکز زدوبند و یک لابی عظیم تبدیل می‌شوند.

گرکانی حین گفت‌وگو داستان لباس پادشاه را بسیار شبیه به مسئله ترجمه در ایران وواکنش خوانندگان به آثار می‌داند و تنها راه را برای حل این مشکل دقت ناشر درانتخاب آثار برای انتشار ذکر می‌کند و می‌گوید: جرأت و سواد خواننده هم در اینموضوع دخیل است. اگر خواننده روی متنی که می‌خواند حساسیت داشته باشد شاید این مشکلکمتر شود. مسئله همان قضیه لباس پادشاه است. ما نباید از اینکه بگوییم پادشاه لباسیبرتن ندارد بترسیم. وقتی احساس می‌کنیم کاری درست ترجمه نشده است صرفا به‌دلیلتعریف دیگران از آن قبول نکنیم. کافی است دقت کنیم وقتی در مجموعه آثار یک مترجمنحوه نوشتن مارکز با فلان نویسنده روس فرق نمی‌کند یا تمام آثار ادبیات اسپانیاییزبان کم و بیش در ایران به یک شکل و سبک است خواننده باید در کار مترجم شک کند.

گرکانی راه حل را نیز اینگونه ذکر می‌کند؛ مترجم، ناشر و خواننده سه رأس یک مثلثهستند که باید هرکدام کارشان برایشان مهم باشد. مترجم باید احساس مسئولیت کند. ناشرباید نظارت کند و خواننده هم آنقدر برای خودش احترام قائل باشد که حق سؤال واظهارنظر و تصمیم‌گیری را برای خود حفظ کند. تنها در این‌صورت می‌شود فهمید پادشاهلباسی بر تن دارد یا نه.

نویسنده رمان «فصل آخر» می‌گوید: مترجم حین کار سفر هولناکی را طی می‌کند. سفرهولناکی که تنها مسافرانش مترجم و کتاب هستند. تو با یک کار زندگی می‌کنی و نحوهاین زندگی سبب می‌شود که کاری خوب دربیاید یا نه.

سهیل سمی اما بزرگ‌ترین مشکل مترجمان را عدم‌ دسترسی آسان به کتاب‌ها می‌داند. ویدیگر مشکل این حوزه را ضایع شدن حق مترجم در روند قرارداد با ناشر می‌داند ومی‌گوید: آدم‌های فرهنگی یا اهل ادب معمولا اهل حساب و کتاب نیستند. مترجمان درمقابل ناشران باید یک نماینده داشته باشند. خود من همیشه مجبور شده‌ام کتاب‌هایم رابه بهای ناچیز واگذار کنم و حالا صاحب هیچ کدام از کتاب‌هایم نیستم. مترجم آثار «ایشی گورو» معتقد است، وجود یک مرکز برای حفظ حقوق مترجمان در مقابل ناشران برایسامان بخشیدن به وضعیت ترجمه بسیار واجب است. چون در عرصه چاپ کتاب تنها کسی کهمی‌شود بی‌سروصدا سرش را گوش تا گوش برید مترجم است.ارسلان فصیحی نیز می‌گوید: همهجای دنیا اشکالات یکسانی در زمینه ترجمه وجود دارد. مهم‌ترین مسئله برای ترجمه ایناست که مترجم به زبان مقصد آشنا باشد و تحت‌تأثیر زبان مبدا قرار نگیرد.

اگر این‌طور شود مترجم نمی‌تواند مفهوم را منتقل کند و جملاتی که روی کاغذمی‌آیند نه زیبا و نه رسا و نه مفهوم هستند. فصیحی تاکید می‌کند که این اشکال درتمام دنیا هست و ادامه می‌دهد: اگر مترجم با محیطی که نویسنده در آن زندگی کردهآشنا نباشد به دام ترجمه‌های تحت‌اللفظی خواهد افتاد و گاه مطلب را به شکلی ترجمهمی‌کند که کاملا مخالف منظور نویسنده است.

مترجم آثار اورهان پاموک می‌گوید: متأسفانه خیلی از مترجمان تصور می‌کنند که چونبه زبان مادری شان ترجمه می‌کنند مشکلی در این زمینه ندارند. در صورتی که برای تسلطباید شیوه نوشتاری، سبک و لایه‌های مختلف داستانی را شناخت. از سویی باید آنقدر بهزبان مبدا آشنا باشد که در ترجمه نیازی به دیکشنری نداشته باشد و وقتی داستان رامی‌خواند انگار آن‌را به زبان مادری خود می‌خواند.

این مترجم زبان ترکی در مورد حفظ سبک و زبان نویسنده می‌گوید: اینکه مترجمبخواهد در هر اثری سبک و زبان نویسنده را حفظ کند کار بسیار مشکلی است. حتی درمترجمان نام آشنا نیز چنین چیزی کمتر دیده می‌شود. نباید از مترجم توقع داشت کهبرای هر نویسنده، هر اثر و هر شخصیت زبان خودش را درآورد. اما می‌شود توقع داشت کهزبان ترجمه رسا باشد.

نازنین نوذری اما برخلاف فصیحی می‌گوید: نباید هنگام ترجمه فقط به فکر این باشیمکه فارسی را حتما درست بنویسیم حتی به قیمت از بین رفتن قلم نویسنده. خیلی وقتهانویسنده در نوشتن به آن شکل ویژه حتی اگر اشتباه هم باشد عمدی داشته است و ما حقنداریم برای روان شدن ترجمه آن‌را تغییر بدهیم.

این مترجم اسپانیولی ادامه می‌دهد: متأسفانه بیشتر مترجمین هنگام ترجمه تنها دراین فکر هستند که فارسی را خوب بنویسند. به همین دلیل هم می‌بینیم که در ترجمه‌هایفارسی قلم آلبرکامو با ویکتور هوگو چندان فرقی ندارد.مارکز هم که درست عین فوئنتسمی‌نویسد. وی دیگر مشکلات آثار ترجمه‌ای را عدم‌ترجمه از زبان اول می‌داند و معتقداست که حین ترجمه گاه بیشتر زبان و سبک از بین می‌رود، حال اگر مترجم از زبان دومیا سوم ترجمه کند معلوم نیست چقدر به متن اصلی نزدیک خواهد بود.

نوذری معضل دیگر را وجود ترجمه‌های تکراری بسیار فراوان می‌داند؛ به جای ترجمهآثار تکراری بهتر است آثار و نویسنده‌های جدید معرفی شوند به‌ ویژه با وسعت تالیفکتاب‌های جدید در دنیا بهتر است مترجمان وقت خود را صرف معرفی نویسنده‌های تازه‌ایکنند.فتح‌الله بی‌نیاز نویسنده و منتقد ادبی هرچند در حوزه ترجمه چندان فعال نیستاما به‌دلیل نقد آثار مختلف بر این حوزه اشراف دارد؛ شمار بسیار زیادی از مترجماندر ایران مشکل دارند و هنوز ارکان جمله و دستور زبان فارسی را به خوبی نمی‌دانند. از سویی به جای ترجمه متن فقط واژه‌های آن‌را معنی می‌کنند.

بی نیاز دو عنصر را برای افزایش کیفیت کارهای ترجمه‌ای مؤثر می‌داند: یکی درکزبان نویسنده که برای این کار باید به زبان مبدا بسیار کتاب خواند و دیگر آشناییکامل و تسلط بر زبان مقصد.

این منتقد معتقد است که مترجمان علاوه بر این دو عنصر باید مدام کتاب‌های ترجمهشده را با اصل آنها مقایسه کنند و اشکالات و نکات مثبت کار را بررسی کنند. بی نیازهمچنین معتقد است که یکی از ضعف‌های کار ترجمه در ایران از بین رفتن زبان نویسندهحین ترجمه است؛ گاهی مترجم برای بهتر کردن زبان نویسنده خودش وارد عمل می‌شود و بهزبان خودش می‌نویسد. این سبب می‌شود که پس از مدتی کلیه آثاری که آن مترجم ترجمهمی‌کند از حیث زبان شبیه به هم باشند که این در هرصورت اشتباه است.

مشکلات ترجمه از دید چند مترجم کشور این بود. در این بین موارد مشترک و مشابهیبود که شاید نشانه ضعف بیشتر ما در آن حوزه باشد اما راه حل این مشکلات چیست. وقتیمرکزی برای حل این مسائل وجود ندارد به‌نظر می‌رسد تنها راه اینست که مترجمین خودنقاط قوت و ضعفشان را بشناسند و آنها را رفع کنند. این توصیه‌ای است که بی‌نیازمی‌کند و علاوه بر این ایجاد انجمن‌هایی برای بحث بر سر آثار ترجمه شده و نقدترجمه‌ها را در رسیدن به این هدف بسیار مؤثر می‌داند.

 

منبع: نیلوفر دُهنی:http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=61312

/ 0 نظر / 17 بازدید